قصه :: راه شهدا

راه شهدا

هیچ شنیده ای که مرغی اسیر،قفس را هم بر دارد وباخود ببرد؟
راه شهدا
بعضی ها ما را سرزنش می کنند که چرا دم از کربلا می زنید و از عاشورا ؛ آنها نمیدانند که برای ما کربلا بیش از آنکه یک شهر باشد یک افق است که آن را به تعداد شهدایمان فتح کرده ایم ، نه یک بار نه دو بار ... به تعداد شهدایمان
شهید علی آذرفر
پیوندها
وصیت‌نامه شهدا
آخرین نظرات
  • ۲ فروردين ۹۵، ۱۶:۲۷ - ابوالفضل نخعی
    +

۷ مطلب با موضوع «قصه» ثبت شده است

افسران - لباس دین...

مدیر شرکت عوض شد، مدیری با ظاهر مذهبی که اداره رو هم ظاهرا مذهبی کرد، اداره ای که تا قبل از اون هیچکس توش نماز نمیخوند یعنی نماز جماعتی برگزار نمیشد ولی بعد از اون مدیر با آوردن یه روحانی برای نمازخانه اداره همه رو موظف به خوندن نماز کرد، تازه بعد نماز هم حدود نیم ساعت زیارت عاشورا بود، ارباب رجوع های بنده خدا هم معطل وای میستادن تا نماز و زیارت عاشورا تموم بشه.

چند وقت بعد پلیس اومد اداره و مدیر رو هم دستگیر کرد، بعدا گندش دراومد که اختلاس کرده بوده.

شاید از این دست داستانها زیاد باشه ولی چرا وقتی یه آدمی تو لباس دین یه غلطی میکنه ما نسبت به دین بدبین میشیم؟!

شاید لباس دین ظاهر موجهی میسازه برای بعضیها که راحت بتونن هر فسادی رو انجام بدن که یه آدم معمولی نمیتونه!!!

اما باید ما دین رو بیشتر بشناسیم و خوب متوجه بشیم که دین چی هست؟! به چه درد میخوره؟! چه لزومی داره دین داشته باشیم؟!

 

 

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ شهریور ۹۴ ، ۱۸:۲۸
عمار

پنجم خرداد ماه سالروز شهادت مردی است از جنس لاله‌های آسمانی. در گرامیداشت سی و دومین سالگرد شهادت سردار شهید “عبدالرضا حسینی بای” و عروج ملکوتیش، زندگی سراسر عزت و افتخارش را مرور می‌کنیم:

http://www.asr-entezar.ir/entezar/wp-content/uploads/2014/11/1391427093_shahid.jpg

سید عبدالرضا حسینی بای فرزند سید یدالله در اسفند ماه ۱۳۴۱ در شهر آزادشهر به دنیا آمد. پس از دوران کودکی برای کسب علم و دانش به دبستان راه یافت و تحصیلات خود را در مقطع ابتدایی، راهنمایی و متوسطه به اتمام رساند. او در خانواده‌ای متمکن و خیر پرورش یافت. در سنین نوجوانی با انقلاب آشنا شد و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در واحد بسیج ثبت نام کرد. زمانی که عضو بسیج بود به امور زراعت نیز اشتغال داشت. یکسال بعد از عضویتش در بسیج به عضویت سپاه پذیرفته شد.
دوستانش از او به عنوان فردی شجاع، مهربان و صبور یاد می‌کنند. بعد از اتمام تحصیلاتش تصمیم گرفت به دفاع از مرزهای دینی و میهنی بپردازد. در یکی از عملیاتها که به هنگام شب انجام شد، وی موفق به اسارت گرفتن یک افسر عراقی شد. کیفیت دستگیری افسر عراقی این گونه بود که افسر عراقی برای کسب اخبار و اطلاعات به خطوط ایرانی‌ها نزدیک شده بود که به اسارت درآمد. وقتی هوا روشن شد به افسر عراقی گفته شد “تو را این نوجوان دستگیر کرده است؟” افسر عراقی با دو دست بر سر خودش زد و ناباورانه به او نگاه کرد.
سید عبدالرضا حسینی بای ورزشکار رشته رزمی بود و اوقات فراغتش را به ورزش اختصاص می‌داد. ارتباط او با سپاه و میادین جنگ همچنان ادامه داشت تا اینکه در خرداد ماه سال ۱۳۶۱ در عملیات بیت المقدس و آزادسازی خرمشهر با سمت فرماندهی گردان به درجه رفیع شهادت نائل شد.

منبع : شهید نیوز
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ مرداد ۹۳ ، ۲۲:۳۶
عمار

چند ساعتی بود که ارتباط با خط مقدم قطع شده بود...

حاج همت به من گفت: حالا هی نیرو از این طرف می فرستیم که برود و خبر بیاورد ولی هرکس رفته برنگشته!!!

یک سه راهی به نام سه راهی مرگ بود که هرکس می رفت محال بود بتواند از آن عبور کند.

حاج همت به مرتضی قربانی- فرمانده لشکر25 کربلا- گفت: یکی دو نفر را بفرستند خبر بیاورند تا ببینم اوضاع چه شکلی است.

قربانی گفت: من هیچکس را ندارم، هرکس را فرستادم رفت و برنگشت.

حاجی سری تکان داد و راه افتاد سمت جزیره؛ قبل از راه افتادن جمله ای گفت که هیچوقت یادم نمی رود:

"
مثل اینکه خدا ما را طلبیده"...


در حالی که به عقب برمی گشتم در سه راهی چشمم به پیکر شهیدی افتاد که سر در بدن نداشت و یک دست او نیز از بدن قطع شده بود.

چند روز قبل حاج عبادیان مسئول تدارکات لشکر یک دست لباس به حاج همت داده بود و ما از روی همان لباس توانستیم حاجی را شناسایی کنیم و پیکر مطهر ایشان را به تهران بفرستیم.

آری حاج همت همچون اربابش حسین علیه السلام بی سر به دیدار معبودش شتافت...

 


//bayanbox.ir/id/3236729414407302209?view


۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ اسفند ۹۲ ، ۰۱:۲۰
عمار


در آغاز سال تحصیلی جدید، حجت‌الاسلام و المسلمین علیرضا پناهیان در جمع ورودی‌های جدید دانشگاه امام صادق(ع) و همچنین جمعی از ورودی‌های جدید حوزه‌های علمیه سخنرانی کرد.

در یکی از جلسات درس عمومی استاد بزرگوارمان حضرت آیت الله میرزا احمد مجتهدی از آرزوی حبیب مظاهر می فرمودند.

صحبت از اهمیت مجلس روضه و گریه ی بر امام حسین علیه السلام بود.
ایشان می فرمودند :
حبیب بن مظاهر علیه السلام را در عالم رویا دیدند.
از او پرسیدند آیا آرزویی هم داری؟
حبیب بن مظاهر فرموده بود :
آروز دارم زنده بشم و برم تو مجلس مصیبت اباعبدالله ، بشینم و گریه کنم…

پی نوشت ۱:
استاد رحمت الله علیه می فرمودند :
نفس حضور در مجلس روضه یکی از عبادات مهم است …

پی نوشت ۲ :
گوشه ای از وصیت نامه ی استاد :

«از طلاب مدرسه حلالیت می طلبم، آقایان مدرسین انشاءالله با جدیت تمام به درسها مشغول باشند و مقبره حقیر در خود مدرسه است. انشاءالله شب های سینه زنی چند نفر کنار قبر حقیر روضه بخوانند و طلب مغفرت نمایند.»


 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ اسفند ۹۲ ، ۰۰:۰۶
عمار

در آغاز سال تحصیلی جدید، حجت‌الاسلام و المسلمین علیرضا پناهیان در جمع ورودی‌های جدید دانشگاه امام صادق(ع) و همچنین جمعی از ورودی‌های جدید حوزه‌های علمیه سخنرانی کرد.

گزیده‌ای از درس اخلاق آیت الله قرهی

در روایات اسلامی در رابطه با موضوع نیکی کردن این طور آمده است: «لِکُلِّ بِرٍّ بِرٍّ» یعنی برای هر نیکی در عالم، نیکی برتری وجود دارد؛ جهاد و شهادت فی سبیل‌الله مافوق تمام نیکی‌هاست و آن قدر باب مهمی است که خداوند فرمود: «فَتَحَلّی لِخاصَّةِ أولیائه» به این معنا که خداوند باب شهادت را فقط برای بندگان خاص خودش باز کرده است.

 

 

شهادت اوج بندگی انسان است و تمام حضرات معصومین (ع) و حتی وجود مقدس صاحب‌الزمان (ع) به وسیله شهادت به محضر خدا رسیدند؛ و زمانی که قسّیسّین حضرت حق، محضر امام زمان (ع) را درک می‌کنند در رکاب ایشان به شهادت می‌رسند.

 

 

۶ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ مهر ۹۲ ، ۲۳:۱۵
عمار


طلبه سربازی است بی نام، و داعیه داری است بی ادعا! که برای از غیبت به در آوردن مردمان و ظهور منجی آخر الزمان، وظیفه گران خویش بر دوش می کشد؛ و بنا به وظیفه ای که آن امام همام بر عهده او نهاده رهایی بخش خلق خدا از منجلاب معاصی و ره نمایی آنان به سمت رهایی و پای نهادن در وادی قرب الهی و ناجی آن ها از  آتش خشم الهی می باشد ...

هدف از طلبگی تعالی است؛ تعالی خود و دیگران. هدف، سلوک است؛ یعنی ره یافتگی خود و ره نمودن دیگران. هدف از طلبگی در حقیقت همان هدف خلقت، یعنی عبودیت و بندگی؛مگر نه این است که خداوند تبارک و تعالی در مصحف شریف فرموده اند: «ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون» (ذاریات: 56) و آن گونه که علما تفسیر فرموده اند: «لیعبدون أی لیعرفون» یعنی خلقت کل عالم برای عبادت است، و عبادت مقدمه شناخت، و شناخت موجب تقرب و وصول الی الله. و بدیهی است که شکر ره یابی به مقام قرب الهی، رهنمایی و دستگیری مشتاقان و در راه ماندگان است؛ و این همان سیره پیامبران الهی است.

دعوت خلق به سوی حق بهترین و والاترین عملی است که نوع بشر می تواند، بدان دست یازد؛ عملی که آغازگرش، نخستین خلق خدا آدم اب الانبیاء؛ و کمال بخشش بهترین خلق او محمد مصطفی صلی الله علیه و آله بود. در این میان، اگر چه سلسله نبوت به خاتم الانبیاء کمال یافت، ولی رسالت بندگان صالح در رهنمایی خلق به سوی خالق هرگز متوقف نگردیده و نخواهد گردید.

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ خرداد ۹۲ ، ۰۰:۰۸
عمار


 

امروز با توجه به تقارنِ با روز وفات حضرت ام البنین سلام الله علیها، روز مادران گرامی شهدا نام گذاری شده است، روز مادرانی که همچون اسوه بی نظیرشان، فرزندانی عباس گونه به کربلای خمینی (ره) فرستادند.

به گزارش فرهنگ نیوز، هشت سال دفاع مقدس در مقابل تجاوز و سرکشی طاغوت جهانی، بیش از سیصد هزار شهید تقدیم اسلام عزیز شد، شهدایی ولامقام که بسیار در منقبت و خوبی هایشان شنیده ایم، اما در این میان جای چیزی خالی است، و آن جایگاه مادران بزرگوار شهداست که در دامان خود چنین لاله هایی را پرورش دادند.

شیرزنانی که همچون ام البنین (س) ندای لبیک به ولی خویش گفتند و جوانان عزیزتر از جان خویش را برای دفاع از اسلام عزیز به جبهه های حق علیه باطل فرستادند.

مادرانی که در ولایت مداری همچون ام البنین (س) نه تنها فرزندان بهتر از گل خود را فدای ولایت کردند، بلکه خودشان نیز شجاعانه در پشت جبهه ها به پشتیبانی از خط پرداختند.

شهدا تربیت شده دامان زنانی هستند که نه فقط یک زن، بلکه الگویی نمونه از یک انسان کامل هستند. ویژگی هایی بی نظیر از یک معبود. به راستی از دامن شیرزنانی چون ام البنین فرزندانی چون ابالفضل(س) به جامعه تقدیم می شود

از شهدای زنده و گمنام این روزها غافل نشویم، غفلت از فرشته هایی که پاره تن خود را فدای امنیت و آرامش ما کردند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ ارديبهشت ۹۲ ، ۱۵:۳۴
عمار